مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

476

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

و « 1 » مرشّش گردانند ؛ امّا تدبير شرب سموم ، قى كردن به آب گرم بسيار و روغن كنجد و زيت با طبيخ تخم انجره و مسكه و روغن گاو ، و از اين و از طعام بسيار بايد خورد كه « 2 » اگر زهر را به قى بيرون آرد فبها ، و الّا كسر مضرّت آن كند ، و از چيزهايى كه زهر را به قى بيرون آورد ، اين « 3 » ترياق است : حبّ الغار دو مثقال ، گل مختوم دو مثقال به زيت بسريشند و خوردنى يك درم بدهند و بعضى گفته‌اند كه « 4 » جزوى ديك فى الحال قذف سمّ كند و بعد از آنكه در قى استقصار كرده باشند « 5 » قدرى شير دهند و باز قى فرمايند و اگر در زير شكم ضررى « 6 » ادراك كند ، حقنه كنند و اگر معلوم گردد كه كدام زهر بوده ، به آنچه مخصوص آن است معالجه كنند ، چنانچه در مطوّلات مذكور است . قد فاز بتأليف هذه الكلمات و اتمامها الفقر الحقير محمّد بن علاء الدّين بن هبة اللّه السبزوارى المدعوّ بغياث المطبّب فى اواسط « 7 » ربيع الاوّل سنة احدى و سبعين و ثمان مائة هجريّة ، در به دو شروع در اين مختصر متصوّر « 8 » و مطلوب آن بود كه از طراز « خير الكلام ما قلّ و دلّ » بىنصيب نباشد و مع هذا قريب به فهم و ادراك و بعيد از اخلاق و اشتباك باشد و هر مرضى و مبحثى كه بر صحيفهء بيان به رقم ذكر و يراع بنان مرقوم و مرتسم گردد ، هيچ « 9 » قسم از اقسام آن در زاويهء اهمال و نسيان ، مهمل و منسى نماند و در معالجات ادويه و اشربه مسطور و مذكور گردد كه وجدان آن در « 10 » اكثر مواضع و بلدان ممكن و مستعملش از زلل و خسران امن باشد و بنابراين تصوّر تسميه‌اش به زبدة قوانين العلاج مناسب نمود . پس چون اعزّه و اصدقا به عزّ ملاحظه و عين الرّضا معزّز و منوّر گردانند ، معمول را مطابق مأمول يابند ؛ فمن اللّه العصمة و التّوفيق ، و إلّا ذيل عفو و

--> ( 1 ) . س : - و . ( 2 ) . س : و . ( 3 ) . س : - اين . ( 4 ) . س : - اين . ( 5 ) . س : باشد . ( 6 ) . س : چيزى . ( 7 ) . س ، ف : اوسط . ( 8 ) . س : منظور . ( 9 ) . ف ، ل : هم . ( 10 ) . س : - در .